تبليغاتX
آواز دل
آواز دل
موسیقی آوازی ایران
اظهار نظر عجيب استاد شجريان

مصاحبه اخير استاد محمد رضا شجريان با بي بي سي فارسي حاوي نكات قابل توجهي بود.

استاد كه تا قبل از اين ، انجام يك مصاحبه اختصاصي با او آرزوي هر رسانه اي بود اين بار از زواياي مختلف به زندگي هنري و شخصي و بيان افكار و عقايدش در رسانه هاي مختلف مي پردازد.

مصاحبه هايي كه فارغ از اظهار نظرهاي سياسي استاد، واكنش هايي نسبت به سخنان وي درباره موسيقي و آينده آواز به دنبال داشته است .

استاد شجريان در قسمتي از مصاحبه اش با بي بي سي فارسي اشاره مي كند كه تا مدتي قبل درباره آواز نگراني هايي داشتم اما اكنون ديگر هيچ نگراني ندارمظفر شفيعي از شاگردان استاد شجريانم و خيالم راحت شده است !

اشاره استاد به همين كارگاه آوازي  بود كه دو سه سالي است تشكيل شده و استاد در اين كارگاه به هنرجويان ، آواز تدريس مي كند.

در نهايت احترام به استاد شجريان كه اكنون بر بلنداي موسيقي ايران ايستاده و تلاش او براي شناساندن موسيقي ايراني به جهان بر كسي پوشيده نيست ، فكر مي كنم يكي از عجیب ترین  و غیرمنتظره ترین  اظهارنظرهاي ايشان در چند سال اخير همين اظهاري باشد كه ذكر آن رفت .

همه هنرمندان ، هنر دوستان و علاقه مندان استاد و هنر آواز مي دانند كه ايشان در دوران فعاليت هنري خود 5 شاگرد را تا پايان دوره هاي عالي آواز ، آموزمحسن كرامتي از شاگردان استاد شجريانش داده كه هر كدام از ايشان اكنون هنرمندان صاحب نام و بزرگي در آواز هستند.

آقايان شفيعي ، جهاندار، كرامتي ، نوربخش ، رفعتي  كه بيش از 15 سال خدمت استاد به فراگيري آواز مشغول بوده اند و در اين ميان همچنين مي توان به كساني چون آقايان افتخاري ، سراج ، بيژن كامكار، شهرام ناظري ، مرحوم بسطامي و خانم مهرعلي و... اشاره كرد كه به صورت موردي و جسته وگريخته رديف هاي آوازي را خدمت استاد شجريان گذرانده اند.

حال چه شده كه ايشان با چشم پوشي از سابقه چندين ساله و عمري فعاليت هنري اين هنرمندان ، زحمات و تلاش هاي شبانه روزي و طاقت فرسايشحميدرضا نوربخش از شاگردان استاد شجريانان را ناديده گرفته و با چشم دوختن به چند نفر هنرجويي كه به تازگي افتخار شاگردي استاد را كسب كرده اند خيال خود را از بابت آينده آواز راحت مي بيند واقعا جاي تامل دارد.

اگر توجه داشته باشيم كه كلاسهاي استاد در اين  دوره و براي اين هنرجويان جديد تنها سالي 5 يا 6 جلسه  و شيوه تدريس هم گروهي و تنها از روي سي دي و نوار كاست هاي از قبل خوانده شده استاد مي باشد موضوع جالب تر هم خواهد شد.

لازم مي دانم كه به صراحت اعلام نمايم كه به هيچ وجه منكر استعداد و توانايي هنرجويان جديد استاد شجريان نبوده و نيستم و حتما ويژگي هاي بارز اين افراد در زمينه آواز باعث شده تا شاخص ترين چهره موسيقي ايران عليرغم مشغله هاي فراوان و آن در سن به قول خودشان بازنشستگي به آموزش اين افراد ترغيب قاسم رفعتي از شاگردان استد شجريانشود.

اما هيچ كدام از اينها دليل كافي براي ناديده گرفتن حقوق شاگردان قديمي استاد كه اكنون خود استاداني مجرب بوده و بسياري از هنرجويان كارگاه نيز شاگردان آنها بوده و هستند نمي باشد.

به ياد بياوريم كه در سالهاي خانه نشيني استاد و در شرايط سخت تحريم موسيقي و در دوره اي كه اميدي به اجراي موسيقي نمي رفت ، شاگردان قديمي استاد با عشق و انگيزه بالا چندين سال از عمر خود را صرف يادگيري آواز كردند . حتي برخي از ايشان به توصيه استاد تا سال هاي سال از اجراهاي عمومي و كنسرت چشم پوشي نمودند.علي جهاندار از شاگردان استاد شجريان

سخن در اين رابطه به درازا خواهد كشيد و من هم قصد ندارم وارد حاشيه هاي استاد و شاگردان قديمي ايشان  بشوم .اما فكر مي كنم استاد مي توانست با توضيح بيشتر در باره اينكه در اين كارگاه آواز استعدادهايي را ديده كه در صورت تلاش و پشتكار مي توانند حرفي در آينده موسيقي آوازي داشته باشند ، به گونه اي اظهار نظر كند كه تبعاتي به دنبال نداشته باشد.

تبعاتي كه حداقل هاي آن نارضايتي شاگردان قديمي استاد و غرور كاذب بعضي از هنرجويان جديد بوده است.



ارسال شده در: Sun 25 Jul 2010 :: 9 AM :: توسط : کامران حدادی
چند کلام از افتخاری درباره شجریان

چند روز پیش داشتم مرحوم مجله ایران دخت که در دوران حیاتش حسابی پروبال گرفته بود را می خواندم مصاحبه از علیرضا افتخاری در آن دیدم که نظراتی درباره استاد شجریان در آن مصاحبه ارائه کرده بود.

خواندنش خالی از لطف نیست.

والله به هر کسی که بگویید، همین کلمه و همین نام را می‌برد. من صدای استاد شجریان را هم می‌پسندم و هم گوش می‌کنم. هم صدایش را دوست دارم و هم شخصیتش را دوست دارم. این را هم بگویم که آدم با معرفتی است. چون من از سال ۶۰ ایشان را می‌شناسم. از سال ۶۰ که توی تهران، در خانه‌ی هیچ‌کس به‌روی من باز نبود ـ حتی اصفهانی‌هایی که مقیم مرکز بودند و در تهران زندگی می‌کردند ـ تنها کسی که در خانه‌اش به‌روی من باز بود، محمدرضا شجریان بود. عشق من از همان‌جا درگرفت؛ وگرنه من اصلاً نمی‌خواستم خواننده بشوم. اصلاً نمی‌خواستم بیایم تهران. این‌ها در اثر تشویق‌های محمدرضا شجریان بود. این هم که می‌بینید من گاهی آواز نمی‌خوانم، می‌بینم شجریان می‌خواند و خوب هم می‌خواند. من شجریان را خیلی دوست دارم و خیلی خوشحالم که خواننده‌ای بین اساتید هست به‌نام محمدرضا شجریان. شاید چند سال هم هست که ایشان را ندیدم و نمی‌خواهم خدای‌ناکرده مدح کسی را هم بگویم؛ ولی انسان بسیار خوبی است.


من یک آوازی خوانده بودم قدیم با نی استاد محمد موسوی. یکی از دوستان می‌گفت آقای محمدرضا شجریان تا ۴ صبح این آواز را می‌شنیدند. آواز هم این بود که «رفیق مهربان و یار همدم / همه‌کس دوست می‌دارند و من هم» غزل سعدی بود و ایشان تا ۴ صبح گوش می‌کردند و تحت تأثیر قرار گرفته بودند. هر چه هم به آقای موسوی گفته بودند این کیه، او هم نمی‌گفت! حالا هم اگر یک روز به من بگویند این سبک را نخوان؛ گوش می‌کنم. صادقانه می‌گویم. چون آوازهای خوبی خوانده، من هم می‌نشینم گوش می‌کنم. می‌گویم مسئله‌ای نیست، آوازش را شما بخوانید؛ تصنیفش را من می‌خوانم. چه ایرادی دارد؟


این جوان‌هایی که این سال‌ها کار آواز می‌کنند، همگی‌شان ماشاالله خوب می‌خوانند و خدا را شکر همگی هم موفق‌اند؛ اما نمی‌روند خودشان را پیدا کنند. چون همه عاشق شجریان‌اند. خب ایشان هم یک آنی دارند که هر کس رفت خدمت‌شان، مثل خودشان می‌شود. یعنی از آن به بعد می‌خواهد عین آقای شجریان بخواند. البته هنوز مثل من کسی نیامده (با خنده)! اگر می‌آمد من را اذیت می‌کرد. مشابه آقای ناظری آمده، مشابه آقای شجریان چند تا آمدند؛ اما هنوز حس افتخاری را کسی نتوانسته بگوید. چون صدای من لب تیغ است. نه این طرفی، نه آن طرفی. من از یک‌جایی می‌خوانم که هر جوری بخواهی تقلیدش کنی، می‌گویی نه! این توی جاده نیست. لب دره است. از لب دره حرکت می‌کند این صدای من! باور کنید به گونه‌ای تو جاده نیست که بتوانی تقلیدش کنی...



ارسال شده در: Wed 14 Jul 2010 :: 8 AM :: توسط : کامران حدادی
چقدر خبر بد؟

چه حال بدی دست می دهد که بعد از یک روز کاری پرمشغله اولین خبری که در اینترنت بخوانی درگذشت استاد پایور باشد.

خبر بد پشت خبر بد.

هنوز داغ استاد مشکاتیان بر دلمان است که خبر استاد پایور را می دهند.

استاد پایور حق بزرگی بر گردن موسیقی سنتی دارد که با قلم ناتوان قابل ذکر نیست .این قدر حالم بد شد از این خبر که هیچ مطلبی نمی توانم بنویسم.

به همه دوستداران هنر و ایشان تسلیت می گویم.

روحش شاد.



ارسال شده در: Thu 10 Dec 2009 :: 7 AM :: توسط : کامران حدادی
اعتراف به قتل مرحوم مشکاتیان

از آنجائیکه یکی از بارزترین صفات ما ایرانیان ، مرده پرستی است ، همین اصل باعث شد تا با درگذشت مرحوم مشکاتیان سیل اشک ها روان شود و هر کس به فراخور حال و موقعیت خود ، از ایشان یادی کند.

هنرمندان ، هنردوستان ، دوستان دور و نزدیک ، وبلاگ نویسان ، روزنامه نگاران و خلاصه هر کسی اگر حتی یک بار هم ایشان را از نزدیک دیده بود یا درباره اش شنیده بود شروع کرد به گفتن  و نوشتن.

حرکتهای خوبی هم شروع شد که یاد ایشان گرامی داشته شود.

در این میان و در همهمه بحثها و مطالب ، موردی که استاد درویشی درباره قتل مرحوم مشکاتیان به آن اشاره کرد بسیار قابل تامل بود.

محمد رضا درویشی در سخنان کوتاهی بر سر جنازه مشکاتیان گفت "پرویز مشكاتيان نمرد، او به قتل رسيد و نه به‌دست يک شخص، بلكه توسط شرايط ناجوانمردانه‌ی فرهنگی كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است".

این مطلب دربسیاری از وبلاگها و سایتها و دیگر مطالب مربوط به مرحوم مشکاتیان منعکس شد.

عده ای هم به کالبد شکافی مناسبات استاد شجریان با مرحوم مشکاتیان پرداختند.

در این میان اتهامات سنگینی به استاد شجریان وارد شد که یکی از آنها اتهام برای بایکوت مرحوم مشکاتیان با عدم اجازه به شاگردان آواز، برای همکاری با مرحوم مشکاتیان بود.

به هرحال استاد شجریان هم که پدر بزرگ فرزندان مرحوم مشکاتیان محسوب می شود در مراسم وی ، اشک ریخت و با عقده ای به گلو خواند.

شخصاً و به عنوان کسی که تنها ساعاتی را با مرحوم مشکاتیان در اهواز دیدار داشتم ، از این نوع برخوردها آنهم در روزی که دیگر برای تنهایی مشکاتیان کاری نمی شود انجام داد بسیار ناخشنود هستم .

مطمئن هستم همین کسانی که امروز شجریان را متهم می کنند ، دنبال شاگردان او می گردند تا سرنخی درباره تهمت هایشان بیابند ، سهمشان در مرگ مرحوم مشکاتیان به اندازه همان کسانی است که استاد درویشی از ایشان یاد کرد.

این حجم مطالب که درباره مرحوم نگارش شد اگر در زمان حیاتش نشر می یافت ، ایشان هم این قدر منزوی نمی شد.

باز هم مطمئن باشید همین کسانی که به اختلافات قدیمی دامن می زنند ،فردا برای شجریان که هم ضجه می زنند و گریبان می درند و دنبال متهمی دیگر می گردند.

 



ارسال شده در: Sun 22 Nov 2009 :: 10 AM :: توسط : کامران حدادی
تسلیت
در گذشت استاد پرویز مشکاتیان را تسلیت می گویم.

ارسال شده در: Tue 22 Sep 2009 :: 8 AM :: توسط : کامران حدادی
درباره وبلاگ
موسیقی و آواز مهمترین دغدغه ام و نوشتن دل مشغولیم است .
پيوندها