تبليغاتX
آواز دل
آواز دل
موسیقی آوازی ایران
تسلیت

در گذشت استاد علی تجویدی ترانه ساز خاطره ها بر همه هنردوستان بویژه خانواده ایشان تسلیت باد.

امید که قدر و منزلت عزیزانی را که هنوز هستند بدانیم .

برای آمرزش روح پاک استاد تجویدی و سلامتی استاد شهناز که بستری هستند دعا کنیم.



ارسال شده در: Fri 17 Mar 2006 :: 12 PM :: توسط : کامران حدادی
استاد شیرخدا

شاید آنها که بالای شصت سال سن دارند و حافظه اشان پر از صدای گرم مردانه اوست ، " شیر خدا " را به یاد داشته با شند.

سالهای سال هر صبحگاه ، صدای شیرخدا از رادیو تهران پخش می شد.انگشتان توانایش سماعی آهنین بر پوست تنبک بزرگ زورخانه را بر می آغازید.

مطرب آغازید یک ضرب گران

اهل ورزش باستانی ، با صدای جذاب و زنگدار او ، تن را می ورزیدند.

استاد شیر خدا اولین و قدیمی ترین مرشدی بود که سالها ی سال از رادیو تهران خواند و خواند و یک روز ، چند سال قبل از انقلاب ، صدایش برای همیشه خاموش شد و کسی از او یادی نکرد.

نام اصلی اش چه بود ؟ ریشه و تبار از کجا داشت و استادانش چه کسانی بودند؟

شاید کسی بداندو همت کند و بنویسد.زمانه فراموشکار است و جفاکار.مردم همیشه گرفتار نان و غم فرزندان بوده و هستند و خواهند بود.هر انسانی زندگی معمولی را همراه با گرفتاری هایش دارد.ولی آنها که در کنار گذراندن این زندگی نقشی در پالایش جان و روان مردم دارند ، حسابی جداگانه و حقی برگردن سایرین دارند.شیرخدا از آنهاست .

این مرد ، یک عمر، هر روز صبح برای چندین میلیون نفر از همین مردم ، از شاهنامه خواند و از مناقب مولا علی (ع) گفت و از جوانمردی رستم و ناکامی سهراب یاد کرد.طنین صدایش یادآور غیرت مردانه و اخلاق کریمانه و همه صفاتی بود که دیر زمانی است در این ملک کهن رو به نابودی رفته است .

نه یک ساعت نوار از او داریم ، نه یک شرح حال و نه حتا یک عکس.

زمانی دور گفتگوی مختصری با او در رادیو تهران صورت گرفت.مرشد پیر خاطرات تلخ و شیرینش را گفت و از هنرمندان قدیم یاد کرد ، از مرشدهای چیره دست و شرینکاری که دست آهنینشان مذاق جان ورزشکاران را انگبین بود ،از آنها که همچون او به خاک تیره رفته اند و از آن همه مردی ، رادی و درستی حتا نامی هم باقی نیست.

اگر کسی دست همت بالا کند که تاریخچه ی زورخانه و ورزش باستانی در ایران معاصر را بنویسد ، به رسم جوانمردی و سپاس ، گفتار مفصلی درباره مرشد شیرخدا باید نیاز کند.

در زمانی که حتا " مناجات خوان های حرفه ای " آن دوره نیز از بسیاری اتهامات اخلاقی و آلودگی های فردی ، بری نبودند ، او تنها و استوار ماند و اصول اخلاقی نیاکاش را با صدای بلند خواند ، لبخند تلخش را زد و نگاه نجیبش را به زیر انداخت و راه خود را رفت و تمبک خود را زد.

او هم مثل خیلی از مردان ، مرد و مردانه ، مصداق سخن سهراب درباره خلق روزگار فراموشکار بود :

دستشان را نرساندیم به سرشاخه ی هوش

جیبشان را پر عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم .

روانش شادباد.

 

با تشکر از همایون مشیر معظم



ارسال شده در: Thu 16 Mar 2006 :: 11 PM :: توسط : کامران حدادی
موسیقی هیچ مخالفتی با اندیشه دینی ندارد

 

  

 ما می دانیم ، دیگران نیز بدانند که ، موسیقی هیچ مخالفتی با اندیشه دینی ندارد ضمن اینکه این موسیقی که جنبه معنوی آن در هیچ نوع موسیقی دیگر یافت نمی شود ، موجب تعالی روح انسان نیز می گردد.

واضح و مبرهن است که اگر مبانی اندیشه های زیبایی شناسی موسیقی با اندیشه های دینی مطابق نباشد ناهنجاری در اخلاق و اجتماع ایجاد کرده و انسان را از حکمت جدا می سازد .

شاید یکی از دلایل بروز این تفکر که موسیقی مغایر آموزه های مذهبی ماست ، غافل شدن از جنبه حکمی موسیقی در فرهنگ اسلامی باشد.

پس از قرون اولیه اسلامی همه موضوعات فرهنگی - علمی مورد توجه اندیشمندان مسلمان قرار گرفت  و آنها سعی کردند ارتباطی میان اعتقادات دینی با چنین تفکری برقرار کنند. از جمله چنین مباحثی بحث موسیقی بود که بخش مهم و اساسی از هنر را تشکیل می دهد .  برخوردهایی که با برخی از هنرها مانند : نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی صورت گرفت حکما و اندیشمندان دینی را به تبیین این برخوردها ترغیب نمود. چرا که در نظر اینان ماهیت این گونه هنرها هیچ مخالفتی با اندیشه دینی نداشت و می توانست رابطه مسالمت آمیز و گاهی نیز مکمل برای معرفت دینی داشته باشد. لذا از همان قرن دوم هجری بجد به این موضوع پرداخته شد. نتیجه چنین دستاوردی این شد که بنیان جدیدی را در نسبت با تفکر ایجاد کنند. نسبت اندیشه با موضوعات معرفتی نه فقط در موسیقی بلکه در همه هنرها صورت گرفت به نوعی که در همه این هنرها می توان به مباحث حکمی پی برد که در ذات  این آثار نهفته است.

بررسی  هنرهایی که از قرون چهارم هجری به بعد خلق شده  ،به نوعی نسبت این بنیان های معرفتی را در قالب نماد و نقوش و طرح آشکارا خواهد کرد. اندیشمندانی مانند : فارابی، ابن سینا، قطب الدین شیرازی، میر سید شریف جرجانی، و عبدالقادر مراغی  سعی کردند که این نسبت را دریابند. آنها در جست و جوی بیان توحیدی در موسیقی بودند که زیربنای شکل گیری آن برای حکما مد نظر بود. این نسبت جدا از نسبت هایی که در هنرهای دیگر وجود دارد نبود. به طور مثال ، نقاشی و صورتگری حرام اعلام شده بود، لذا هنرمندانی که پی به معرفت دینی و توحیدی برده اند از هنر نقاشی معرفت الهی استنباط کرده و با رنگها و طرح های خود دعوت حق را پاسخ داده اند. در موسیقی نیز همین بنا را گذاشته  و نسبت های توحیدی را در مورد  مفاهیمی مانند تعالی، بی نهایت، عدالت، وحدت و کثرت، بقاء، معاد و .. که بنیان اندیشه توحیدی را تشکیل می داد  در آثارهنری خود به کار گرفته اند .

برای اثبات نزدیکی میان موسیقی معنوی در فرهنگ اسلامی و بحث زیبایی و جمال می توان به

به آیه شریفه قرآن که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد تمسک جست . وقتی چنین نسبت هایی از سوی حکمای اسلامی کشف شد، منجر به کشف تناسب هایی نیز می شود که خداوند خلق کرده است. یکی از بحث هایی که در موسیقی مطرح است ملایمت طبع نامیده می شود. طبع انسانی ناخودآگاه از ناملایمات و پلیدی ها منزجر است . موسیقی یکی از هنرهایی است که بی شک می تواند فواصل سلولی انسان را تغییر داده  و تا حد مرگ و   ابتذال نیز پیش برد . همچنین موسیقی می تواند طبع انسان را ملایم و متعالی سازد.

نسبت هایی که ما می توانیم از آن استفاده کنیم نسبت هایی است که از یک سو در خون و قلب و بدن آدمی جاری است و از سوی  دیگر نسبتی که با اصوات برقرار است. حکما چنین معرفتی را دریافتند و ارموی اولین کسی است که بحث ملایمت و تنافر طبع را مطرح کرده است. لذا در بحث حلیت موسیقی نیز چنین پرسشی را مطرح کردند که جان و گوش آدمی با  چه تناسب هایی سازگاری دارد.  توجه حکما موجب کشف تناسب باطنی ای که در هستی  نهفته بود شد و بدین ترتیب جایگاه موسیقی در هستی تبیین شد

متسفانه موسیقی ما در حال حاضر با یک معضلی که می توان از آن به گسست معرفتی یاد کرد مواجه شده است .برای این که این گسست ترمیم پیدا کند ما هیچ راهی نداریم جز این که از تجربیات بزرگان که تجربیات آنها نیز پیوسته با دوران ائمه (ع) بود و ائمه( ع) نیز به سر منشاء وحی متصل بودند استفاده کنیم . بشر معاصر از این تجارب غفلت کرده یا اصلا ندیده و یا کم دیده است . به هر میزانی که از  تجارب گذشته  استفاده کنیم، قطعا بهتر می توانیم از آن عبور کنیم ولی اگر این را نبینیم باید بر اساس تجارب خود عمل کنیم درحالی که تجارب دوران ما التقاطی است و سبب نمی شود که به آن معرفت ناب دست پیدا کنیم .

اگر چنین نظری به سنتگرایان نزدیک باشد که ما حرف صادقی را مطرح کردیم و این همان سنت الهی است، اما مقصود رجعت به گذشته و در گذشته زندگی کردن نیست. ماهیت هر هنری باید دینی باشد تا به آن سنت الهی نزدیک گردد. بنابراین باید بر اساس تجربیات گذشته حرکت کنیم . اگر در علم بر پایه تجربیات گذشته حرکت نمی کردیم به این درجه از شکوفایی علمی نمی رسیدم. اما ما در تجارب معرفتی حلقه مفقوده ای داریم. بشر امروز به اندازه حافظ و مولانا و ابن عربی و ابن سینا و سهروردی نیست. برای این که آنها از تجاربی بهره بردند که ما از آن بی بهره ایم

ما بر اساس آثاری که در اختیار داریم می بایست به چنین مبانی معرفتی پی ببریم  اما از آنجا که در موسیقی چنین مبانی کمتر ثبت شده است کار مان بسیار دشوار است. لذا  با هوشیاری از این مبانی به اندیشه های زیبایی شناسی در موسیقی پی خواهیم برد که از لحاظ حکمی مفید می باشد و بدانیم که  اگر این مبانی با اندیشه های دینی ما مطابق نباشد ناهنجاری در اخلاق و اجتماع ایجاد می کند و انسان را از فلسفه ای که برای آن تعبیر کردیم جدا می سازد .



ارسال شده در: Mon 6 Mar 2006 :: 10 PM :: توسط : کامران حدادی
تحریر و انواع آن

 

 

پی در پی تکرار کردن نت اصلی با نت فوقانی خودش را تحریر می گویند.

مدت زمان ادای تحریر یا تکرار نت مذکور به سلیقه خواننده بستگی دارد.

 

بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم                    کشیده ایم به تحریر کارگاه خیال

یک خواننده باید از قدرت تحریر و تنوع در استفاده آن برخوردار باشد .اما باید به نکته ای توجه کرد و آن اینکه در بیان و ارایه تحریر کشش نفس و جلوه نمایی مد نظر نیست .بلکه تحریر نوعی تزیین محسوب می شود و خواننده می تواند با پرهیز از تحریر های آنچنانی ، با استفاده از حالات ملودیک آواز دل نشینی بخواند.

در کل ده نوع تحریر داریم که عبارتند از :

چکشی

مقطع

زیر و رو

قنه

بلبلی

دو تا یکی

خورده

ضربی

 هلهله

فلکی

 

 



ارسال شده در: Mon 6 Mar 2006 :: 9 PM :: توسط : کامران حدادی
سلامی چو بوی خوش آشنایی

از تموم دوستان عزیزم که تو این مدت به من لطف کردند ممنونم. اگر نبود دلجویی و احوال پرسی دوستان عزیزی مثل حمید رضا آفریده ، عطا نویدی ، محسن ،همایون ، زارعی ، مسافر جاده های شمال سروش ، پیمان ناصح پور و.....................

الان هم نمی تونستم و دل و دماغ مطلب نوشتن را نداشتم .

این چند روزه خیلی سخت گذشت .باید بودید و می دیدید. بگذریم .

بهرحال این بار با تغییراتی در وبلاگ می آیم که امیدوارم با نظرات خود مرا یاری کنید .قصد دارم تا آموزش آواز سنتی را آغاز کنم .

بازم ممنونم از شما دوستان خوبم .



ارسال شده در: Mon 6 Mar 2006 :: 3 PM :: توسط : کامران حدادی
ای خدا

بخدا داشتم همین الان با خودم فکر می کردم که ...آقا بسه دیگه هر چی بوده تموم شده ...حالا دیگه باید دوباره شروع کرد و....

تو همین فکرا بودم که یهو صدای انفجار بمب اومد.۴ ستون خونه لرزید.نزدیک ماست برم ببینم چی شده .



ارسال شده در: Thu 2 Mar 2006 :: 11 PM :: توسط : کامران حدادی
دل تنگم
این روزها حسابی کلافه شده ام از این وضعیت نا به سامان شهر.مسافرت چند روزه هم نتونست کمی آرومم کنه.

چند روز دیگه میام.



ارسال شده در: Wed 22 Feb 2006 :: 10 PM :: توسط : کامران حدادی
درباره وبلاگ
موسیقی و آواز مهمترین دغدغه ام و نوشتن دل مشغولیم است .
پيوندها