اين روزها تب شجريان خواني يا به قول بعضي وبلاگ نويسان گرامي شجريان زدگي به اوج خود رسيده است .
به طوري كه خود استاد شجريان هم به اصطلاح صدايش درآمده و مي گويد ، آقا جون در آوازخواني سعي كنيد خودتان باشيد.
بنده خدا هزار ويك رقم ، دليل از جمجمه سر تا فرم حنجره اش آورده كه بابا اين صداي من را خداوند عطا فرموده و مختص حالات فك و دهان ، جمجمه سر ، وضعيت سينوسها و از همه مهمتر سالها تمرين و ممارست است .
البته وي تاكيد مي كند كه در مقاطعي و تا زماني كه هنرجويان آواز ، خود به درك درستی از چگونگي رديف وآواز برسند ، تقليد لازم است .
اما موضوعي كه اين روزها به شدت محبوب دل آوازخوانهاي عزيز شده ، شجريان خواني است آنهم بدون شناخت و فهم صحيح چگونگي نيل به مراتب اين هنر ظريف.
طرف هنوز دهان باز نكرده ، از فيگور لب و دهان ، نشستن و حتي ژل موهايش متوجه مي شوي كه بايد منتظر باشي تا صداي شجريان را البته با كيفيتي متفاوت و شايد هم نازل بشنوي.
ماشالله اين قدر هم آواز خواني به سبك و سياق آقاي شجريان مرسوم شده و صدا وسيما هم چنان اين تنوع را به نمايش مي گذارد كه شايد خود استاد هم اگر در مسابقه تقليد صداي شجريان شركت كند ، احتمالاً عنوان در خوري نيابد و به مقام دومي يا سومي رضايت دهد !!!
اجازه دهيد يك ماجراي خواندي را در عواقب اين موضوع با هم مرور كنيم .
مرحوم اديب خوانساري از رديف دانها و خوانندگان داراي شيوه و لحن ممتاز در آواز بوده است كه حتما معرف حضور هنردوستان عزيز هستند.
يك آقايي هم بنام آقاي « الف » در آن دوران بوده كه تمام فكر و ذكرش اين بوده كه به همه بقبولاند كه مثلاً شاگرد اديب بوده است .
مي گويند يك روز ديک جمعي مرحوم اديب هم حاضر بوده كه اين آقاي « الف » وارد مي شود.
يك نفر از حاضران كه شوخ طبع هم بوده رو به آقاي « الف » كرده و مي گويد ، خوب آقاجون اين چند روزه آقاي اديب خوانساري را ديده ايد؟
- بله همين ديروز خدمت ايشان بودم .
( حال در نظر داشته باشيد كه اديب هم نشسته و در حالي كه يارو را در عمرش نديده يا چشمان از تعجب گرد شده دارد نگاه مي كند .)
- گوشه شوشتري را كار كرديم .
آقاي « الف » هم به گمان خودش يه چيزي شبيه به شوشتري سر هم مي كند و مي خواند.
خواندش كه تمام مي شود ، اديب رو به او مي گويد؛ عزيزم اين جوري نمي خوانند ، و خودش با زيبايي و استادي هر چه تمامتر گوشه شوشتري را مي خواند.
آقاي « الف » هم هيچ كم نمي آورده مي گويد ؛
- آخر آقاي اديب خوانساري ديروز اين طوري يادم ياد!!!
- اينجا بوده كه يكي از حضار تاب نياورده و مي گويد، آقاي محترم ، اديب خوانساري الان روبروي شما است .
خلاصه اين ماجرا باعث مي شود تا از آن روز كسي ديگر آقاي « الف » را در چنين محافلي نبيند.
اين را عرض كرديم تا دوستان هواي كار خودشان را داشته باشند.