چند روز پیش داشتم مرحوم مجله ایران دخت که در دوران حیاتش حسابی پروبال گرفته بود را می خواندم مصاحبه از علیرضا افتخاری در آن دیدم که نظراتی درباره استاد شجریان در آن مصاحبه ارائه کرده بود.
خواندنش خالی از لطف نیست.
والله به هر کسی که بگویید، همین کلمه و همین نام را میبرد. من صدای استاد شجریان را هم میپسندم و هم گوش میکنم. هم صدایش را دوست دارم و هم شخصیتش را دوست دارم. این را هم بگویم که آدم با معرفتی است. چون من از سال ۶۰ ایشان را میشناسم. از سال ۶۰ که توی تهران، در خانهی هیچکس بهروی من باز نبود ـ حتی اصفهانیهایی که مقیم مرکز بودند و در تهران زندگی میکردند ـ تنها کسی که در خانهاش بهروی من باز بود، محمدرضا شجریان بود. عشق من از همانجا درگرفت؛ وگرنه من اصلاً نمیخواستم خواننده بشوم. اصلاً نمیخواستم بیایم تهران. اینها در اثر تشویقهای محمدرضا شجریان بود. این هم که میبینید من گاهی آواز نمیخوانم، میبینم شجریان میخواند و خوب هم میخواند. من شجریان را خیلی دوست دارم و خیلی خوشحالم که خوانندهای بین اساتید هست بهنام محمدرضا شجریان. شاید چند سال هم هست که ایشان را ندیدم و نمیخواهم خدایناکرده مدح کسی را هم بگویم؛ ولی انسان بسیار خوبی است.
من یک آوازی خوانده بودم قدیم با نی استاد محمد موسوی. یکی از دوستان میگفت آقای محمدرضا شجریان تا ۴ صبح این آواز را میشنیدند. آواز هم این بود که «رفیق مهربان و یار همدم / همهکس دوست میدارند و من هم» غزل سعدی بود و ایشان تا ۴ صبح گوش میکردند و تحت تأثیر قرار گرفته بودند. هر چه هم به آقای موسوی گفته بودند این کیه، او هم نمیگفت! حالا هم اگر یک روز به من بگویند این سبک را نخوان؛ گوش میکنم. صادقانه میگویم. چون آوازهای خوبی خوانده، من هم مینشینم گوش میکنم. میگویم مسئلهای نیست، آوازش را شما بخوانید؛ تصنیفش را من میخوانم. چه ایرادی دارد؟
این جوانهایی که این سالها کار آواز میکنند، همگیشان ماشاالله خوب میخوانند و خدا را شکر همگی هم موفقاند؛ اما نمیروند خودشان را پیدا کنند. چون همه عاشق شجریاناند. خب ایشان هم یک آنی دارند که هر کس رفت خدمتشان، مثل خودشان میشود. یعنی از آن به بعد میخواهد عین آقای شجریان بخواند. البته هنوز مثل من کسی نیامده (با خنده)! اگر میآمد من را اذیت میکرد. مشابه آقای ناظری آمده، مشابه آقای شجریان چند تا آمدند؛ اما هنوز حس افتخاری را کسی نتوانسته بگوید. چون صدای من لب تیغ است. نه این طرفی، نه آن طرفی. من از یکجایی میخوانم که هر جوری بخواهی تقلیدش کنی، میگویی نه! این توی جاده نیست. لب دره است. از لب دره حرکت میکند این صدای من! باور کنید به گونهای تو جاده نیست که بتوانی تقلیدش کنی...