تبليغاتX
آواز دل - طاهر زاده همیشه استاد
آواز دل
موسیقی آوازی ایران
طاهر زاده همیشه استاد

awazedel.blogfa.com اين كه مي گويند صدا ارثي است، در مورد او اين طور نبوده، زيرا پدرش صوت نداشته و خواننده نبوده است.

     او (بعد از آشنايي با حسام السلطنه) آوازها را مي خواند ولي به دستگاهها درست وارد نبود. حسام السلطنه كه رديف را مشق كرده بود، ويولون مي زد و سيد حسين فرا مي گرفت. در آنزمان يك نوع دستگاه به ايران آمده بود كه آن را «فونوگراف» مي ناميدند. صدا را روي لوله هاي آن ضبط مي كردند و همان را مي توانستد دوباره بشنوند. حسام السلطنه يكي از اين دستگاهها را داشت. روزها دو به دو مي نشستند، مي زدند و مي خواندند و لوله مي گرفتند. طاهرزاده مي گويد: «اين دستگاه بهترين معلم من بود زيرا صداي خود را مي شنيدم و هر جا نقصي به نظرم مي رسيد، اصلاح مي كردم.» در حقيقت موفقيت او در مصاحبت حسام السلطنه و لوله پر كردن بوده، زيرا كمتر براي ساير خوانندگان چنين پيش آمدي شده است. يا اگر هم شده، حس تشخيص خوب از بد را نداشته اند. زيرا آدمي اصولا خودپسند و خودخواه است. معلوم مي شود اين صفت در او نبوده و قوه استنباط هم داشته كه به تدريج منقد و مميز خود شده است. پس تا اين جا مي توان حسام السلطنه و مخصوصا دستگاه فونوگراف را استادان اوليه ي سيد حسين طاهرزاده دانست.

     دوستان طاهرزاده گفتند سيد عبدالرحيم اصفهاني استاد قابلي است و شايسته است كه طاهرزاده مجلس او را درك كند. خطيب الممالك موجب آشنايي آنها شد و شبي آن دو را با هم روبرو كرد. سيد رحيم خواند و طاهرزاده دريافت كه او تنها كسي است كه مي تواند استادش باشد.

     طاهرزاده مي گويد: «در آن شب، ميرزا غلامرضاي شيرازي تار مي زد. به اشاره ي دوستان، من هم خواندم و سيد رحيم خاموش شد.» نه اين كه تصور كنيد آواز طاهرزاده او را از خواندن بازداشت. سيد رحيم مضايقه كرد. زيرا فهميد كه اين خواننده بسيار با استعداد است و نخواست او را به فيض رساند. اين همان حس حسادت ديرين اهل هنر است كه مي خواهند هنرشان با دفن خودشان خاك شود و ديگري را نوايي نرسد. من از اين خلق ناشايست حكايتها شنيده ام كه تا ممكن شده از بازگويي آن احتراز جسته ام ولي در چند مورد نتوانسته ام سكوت كنم چنان كه در اين جا مهار قلم از دستم رها شد. باري آن شب گذشت ولي طاهرزاده از پاي نشست و به دوستانش گفت: «من نمي توانم از سيد رحيم بگذرم زيرا او تنها كسي است كه مرا به مقصود    مي رساند.» عاقبت راهي پيدا شد كه سيد رحيم را به دفعات دعوت كنند و او را بر سر ذوق آورند كه بخواند و طاهرزاده هم در اتاق مجاور پشت پرده بنشيند و كسب فيض كند. اين كار عملي شد و اين مجلسها مكرر اتفاق افتاد تا طاهرزاده به رموز كار واقف شد و از هنر استاد بطور غير مستقيم برخوردار گرديد.

     حال مشاهده كنيد كه هنرمندان قديم با چه نيرنگ ها از استادان حسود زمانه كسب كمال     مي كردند. متأسفانه امروز اين شوق ها ديده نمي شود و هنرجويان همين كه چند به به و آفرين شنيدند قانع مي شوند و مايه ي كافي نمي اندوزند و تصور مي كنند استاد بايد به دنبال شاگرد بيايد. حتي در مدرسه هم كه موجبات كسب هنر فراهم است، اشتياق هنرجو به آن پايه نمي رسد كه استاد را بر سر شوق آورد.

     در اين هنگام دوره مشروطه در رسيد و طاهرزاده كه به انجمن اخوت پيوسته بود، اولين بار در خانه ظهيرالدوله به فيض ديدار درويش خان نائل و با او دوست صميم شد. چنان كه با وي همسفر شد و براي پر كردن صفحه به لندن رفت. اين مسافرت در زمان استبداد صغير (دوره سلطنت محمد عليشاه) بود. در اين موع مجاهدين در رشت بودند. به خواهش آنها اين هيأت سه شب در آن شهر كنسرت دادند. وقتي به كرج رسيدند علينقي خان وزيري كه آن موقع افسر قزاق و مأمور كرج بود، آنها را به چادر خود دعوت كرد و روزي را به خوشي گذراندند. وقتي طاهرزاده و يارانش به تهران رسيدند مقدمات فتح تهران فراهم شده بود و چند هفته بيشتر طول نكشيد كه مجاهدين به تهران رسيدند و دوران استبداد صغير به سر رسيد.

     طاهرزاده در تمام كنسرتهاي انجمن اخوت شركت داشت در كنسرتهايي كه به نفع امور خيريه بر پا مي شد و در كنسرتي كه به منفعت درويش خان داده شد، با آواز دلنشين خود موجب لطف و رونق كنسرتها را فراهم كرد. او هيچ گاه منظورش از موسيقي و شركت در كنسرت، جلب نفع مادي نبود.

     صفحات سفر لندن را كمپاني «هيزمسترزويس» و سفر دوم را كمپاني «داويداوف» پر كرد. بعدا اين صفحه ها به برلن فرستاده شد كه چاپ شود. ولي به واسطه ي پيش آمد جنگ، مقدار كمي از آنها رسيد. طاهرزاده معتقد است كه اين صفحه ها بهتر از صفحات سفر اول است زيرا هواي لندن و مخصوصا دود زغال كه همواره سينه مرا ناراحت مي داشت، موجب شد كه صفحات آن سفر خوب نشود.

     طاهر زاده – تنها كسي است كه در ميان خوانندگان قديم سبك ممتازي دارد. با تحريرهاي متنوع، توجه كامل به درست ادا كردن شعر به كار برده است. شخصا ذوق و قريحه داشته و چون مرد باسوادي بوده و انتخاب اشعار و بيان آن دقت نموده است. هرگز به تكرار نغمات علاقه نداشته، چنان كه وقتي يك مصراع را دو بار خوانده، هر دفعه آن را به طرزي ديگر ادا كرده است كه مستمع را كاملا مجذوب مي كند. كلمات زائد بسي معني مانند «خدادلم» و «هارادلي دلي» و از اين قبيل كه شيوه ي ديرين آوازخوانها بوده در شيوه ي او مردود گرديده است. از همه اينها گذشته، حنجره اش هم گرمي و لطف خاصي داشته است. اكنون (سال 1333) كه بيش از هفتاد سال دارد و صوتي برايش باقي نمانده است كه بخواند، ولي وقتي با همان صداي گرفته، زمزمه   مي كند، در اداي الفاظ و كلمات و اشعار و سبك خواندن كاملا ممتاز است. بهترين آوازخوانهاي معاصر، او را به استادي قبول دارند و حتي سعي مي كنند از روش او تقليد نمايند. صفحاتي از او در دسترس است كه هر چند كهنه شده ولي هنوز هم و به خوبي معرف سبك اوست. بخصوص كه با تار خوش آهنگ درويش و كمانچه ي با حالت باقرخان همراه است.

     از طاهرزاده پرسيدم كه اين سبك را از كجا به دست آورد؟ فكري كرد و در اين چند جمله، پرسش مرا پاسخ داد: گذشتگان دو تحرير بيشتر نداشتند، من سعي كردم تنوع تحرير پيدا كنم. پند لقمان حكيم را كه سعدي از زبانش گفته است: «ادب را از كه آموختي از بي ادبان» به كار بستم و هر چه ديگران بد خوانده بودند، تشخيص دادم كه بد است و تقليد نكردم. همچنين سعي كردم جنبه ي خبري و استفهامي اشعار در موقع خواندن مراعات شود. و از همه مهمتر، چون با فونوگراف سر و كار داشتم و صداي خود را مي شنيدم، درصدد اصلاح نواقص آن برآمدم.

استاد در یک نگاه

متولد ۱۲۶۱ خورشیدی . بزرگترین خواننده و موسس سبک مسلط خوانندگی موسیقی ایرانی در قرن حاضر ، دارای خلاقیت فوق العاده و قریحه عالی هنری و توانایی بیان و تسلط به ارائه بلیغ مطالب . آثار ایشان اکثر به صورت صفحه همراه با تار استاد درویش خان به دست ما رسیده است . شاگردان ملهم از سبک مکتب این استاد : قمرالملوک وز یری ، ادیب خوانساری ، نور علی برومند  ، نورالدین رضوی سروستانی و استاد محمد رضا شجر یان [ استاد شجریان  ارائه دهنده بی بدیل سبک و سیاق آن بزرگ است ] . استاد طاهرزاده در شهریور ۱۳۳۴ خورشیدی به رحمت پروردگار رفتند . مزار منور و تابناکش در گورستان ظهیرالدوله دربند تهران است .



ارسال شده در: Fri 23 Dec 2005 :: 12 PM :: توسط : کامران حدادی
درباره وبلاگ
موسیقی و آواز مهمترین دغدغه ام و نوشتن دل مشغولیم است .
پيوندها