در کتاب "معلم عود مغربی " نوشته دکترهنری جرج فارمر ، محقق و موسیقی شناش اسکاتلندی ، مقاله ای با عنوان تاثیر و نفوذ ایران در تعبیه آلات موسیقی درج شده است که بخشهایی از آن را با هم می خوانیم .
" نکته مسلم آن است که در تبیه آلات موسیقی ، نفوذی که ایران دریونان کرد، بیش از تاثیری است که یونان در ایران نموده است و چنانکه از نقش برجسته عیلامی « کول فرعون » هویدا می باشد، هنگامی که در ایران انواع چنگ وجود داشت ، در یونان جز « لوره » یعنی بربط چیز دیگری نبود و گیتار را یونانیان از همسایگان شرقی خویش اقتباس کرده بودند و به این جهت آن را گیتار شرقی می نامند ."
همچنین «استرابو» و «آنتایوس» و «ژلیوس پولوکوس» ، نویسندگان یونانی در آثار خود بسیاری از آلات موسیقی بیگانه را نام برده اند و از این آلات موسیقی « باربی توس » و « پاندورا» را از ایران دانسته اند.
در نوشته های آنان یاد شده که « باربی توس »همان عود قدیم ایران یعنی بربط بوده است .این ساز را نیز از آن جهت بربط می نامیده اند که کاسه اش به شکل سینه بر مرغابی بط بوده است .
پاندورا هم همان تبور بوده است .
با ظهور اسلام اعراب عود فارسی را از ایرانیان گرفته و ابن خرداذبه معتقد است که سرنای و دونای را هم از ایرانیان گرفته اند.
مزمار نوعی ساز با لوله استوانه ای شکل بوده که اعراب می نواخته اند اما سرنای دارای لوله ای مخروطی بوده که صدای کاملتر نسبت به مزمار داشته است .
البته صنایع مستظرفه ایرانی و موسیقی ایران از قبل از اسلام ، یعنی در زمان فرمانروایی ایران بر عراق بوده است و در همین دوران بوده که تنبور و بربط در انجا رواج یافته است .برخی از محققان نیز معتقدند ، اعراب ساز دیگری که دارای کاسه میان باریک و معروف به رباب است را در همین زمان اقتباس کرده اند.
البته از کوک و پرده بندی عود که مبتنی بر اصول و قواعد ایران بود نیز می توان پی برد که این ساز پیشینه ای ایرانی داشته به طوری که باربد در دربار خسروپرویز با آن نوازندگی می کرده است.