تبليغاتX
آواز دل - آه حسرت "دلشدگان"
آواز دل
موسیقی آوازی ایران
آه حسرت "دلشدگان"

جمعه شب در کمال ناباوری شاهد پخش فیلم "دلشدگان " ، اثر  تاریخی مرحوم علی حاتمی بودیم.

اما از آن ناباورانه تر ، تکه تکه کردن این فیلم بود که ای کاش مسئولان محترم سیما هیچگاه این فیلم جز صد فیلم برتر سینمایی به شمار نمی آورند تا به این شکل پخش شود.

برای اهالی موسیقی و سینما و همه هنردوستان نیازی به توضیح نیست که اینhttp://awazedel.blogfa.com فیلم محصول سال 1370 است که نویسنده ، تهیه کننده ، طراح صحنه و کارگردان آن مرحوم علی حاتمی است.

از نکات حائز اهمیت ، همدلی مجموعه دست اندرکاران برای ساخت این فیلم بوده است.

همکاری  افتخاری استاد شجریان برای خواندن آواز و تصانیف ، ساخت موسیقی فیلم توسط استاد علیزاده ، بازیهای روان و بیاد ماندنی فرامرز صدیقی ، امین تارخ ، سعید صمیمی ، اکبر عبدی و حمید جبلی  که برای بهتر ایفا کردن نقش خود حتی مدتی را به مشق موسیقی پرداختند ، اشعار زنده و جاری در فيلم مرحوم فریدون مشیری در کنار هنر کارگردانی و نویسندگی علی حاتمی مجموعه ای را پدید آورد که حاتمی آنرا به مناسبت هزاره باربد به هنرمندان موسیقی ایران تقدیم  کرد.

تا لحظه شروع فیلم ، با خود فکر می کردم که حتماً فردای آن روز تحسین موسیقی دانها و هنرمندان سینما را نسبت به تغییر نگرش مسئولان سیما در پخش فیلمی که سراسر ساز است و آواز آنهم در شرایطی که تا قبل از این سازها پشت گلدان مخفی می شد یا زنبور و کوه به جای آن نمایش می دادند،شاهد خواهیم بود.

اما پخش بهتر است بگوییم تکه هایی از فیلم دلشدگان این حسرت را در دل هنرمندان دلسوخته باقی گذاشت .

اتفاقا صحنه های حذف شده ، جز بکرترین و حرفه ای ترین تصاویر به لحاظ دیالوگ های منحصر به فرد علی حاتمی ، فیلمبرداری ، صحنه آرایی و بازیگری هستند که حذف آنها به جرم وجود ساز و نوازندگی ، آسیب جدی به روند داستان فیلم نیز وارد کرده است .

از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • آغازین تصاویر فیلم که پیر ساز سازی ، تکه چوبی را به سازی تبدیل می کند و از جانش برای ساختن بهترین صدا از این ساز مایه می گذارد و پس از نوازندگی اساتید نامی آن دوران براي تائيد صداي ساز، نام دلنواز را بر آن می نهند.
  • قسمتی که عیسی خان وزیر ، استعداد وافر شاگرد طباخ منزلش را در ريتم ، شناسایی و به آموزش او همت می گمارد .نحوه آموزش عیسی خان به شاگردش که استاد حاتمی به ظرافت آن را به تصویر کشیده ، یکی از زوایای تاریخ موسیقی ایران در آموزش سازهای ریتمیک ، قبل از ورود " نت " از اروپا به ایران را به نمايش مي گذارد.
  • ماجرای عشق شاهزاده خانم نابینایی که مجذوب اشعار نغز شعر پارسی با صداي طاهر خواننده شده  و حتی برادر بیمارش که در حوالی محل تمرین طاهر بستری بوده از تاثیر نوای دل انگیز موسیقی ایرانی بهبودی نسبی می یابد.

تصاویری که طاهر در آنها آواز می خواند نیز خود ماجرایی خواندنی دارد.

استاد شجریان که آواز این مجموعه را خوانده و امین تارخ نیز در نقش طاهر به ایفای نقش پرداخته در این باره می گوید:پس از خواندن سناریو در حالی که از آسمان برف می بارید ،  ضبط صوت را برداشته و به کوه رفتم.در آنجا چند قطعه آوازی به صورت کاملاً بداهه اجرا و ضبط کرده و به حاتمی ارائه دادم.

مرحوم حاتمی که خود هنرمندی باریک بین و دقیق بوده است در برخی از قسمتهاي فيلم ،  بر اساس آواز شجریان ، تغییراتی جزیی اعمال می کند.

  • قسمتي كه طاهر خواننده به دليل پيمان شكني مدير فرانسوي برنامه ها از خواندن به همراه گروه در هنگام كنسرت محروم شده و با عقده اي به گلو در بيرون و رو ي پلكان ورودي سالن كنسرت ، آخرين آواز زندگي اش را با مطلع " مرا چشميست خون افشان ز دست آن كمان ابرو " به گوش حاضران در سالن مي رساند و جان مي دهد.

هر چند كه سانسور هاي بي رحمانه اين فيلم چيزي از ارزشهاي آن كم نمي كند اما اگر توجه كنيم كه فيلم مرحوم حاتمي در واقع به گونه اي ، چگونگي ضبط اولين صفحات موسيقي را در اواخر دوره قاجار به تصوير كشيده و هم در همين فيلم اشاره اي به اوضاع نا به سامان ايران در آن دوران دارد، به عمق آسيبي كه حذف ناشيانه بسياري از صحنه هاي اين فيلم زد پي خواهيم برد.

نكته اينجاست كه اصلاً در اين برهه كه هنرمندان موسيقي ديگر تقريباً از سياستهاي سيما در ماهيت برخورد با موسيقي نااميد شده و انتظاري از اين رسانه ندارند ، چه نيازي به پخش اين فيلم آنهم با اين سبك و سياق ممتاز ! احساس مي شد ؟

آيا در دوراني كه دشمن با هر روش و ترفندي و با سرمايه گذاريهاي آنچناني براي ساخت پروژه هاي عظيم سينمايي سعي در هجوم همه جانبه به فرهنگ و هنر اين سرزمين دارد ، بايد با اثري مانند دلشدگان كه گناهي جز بيان گوشه اي از تاريخ هنري ، فرهنگي و اجتماعي و حتي سياسي  اين مرز وبوم ندارد اين گونه رفتار شود ؟

در داستان فيلم مي بينيم كه در پايان گروه موسيقي علي رغم مصايب فراون موفق به ضبط صفحه موسيقي مي شود اما در راه بازگشت استاد حاتمي به شيوه منحصر به فرد خودش سرگذشت اين گروه را در تابلو نقاشي نشان مي دهد كه در آن يك كشتي در حال غرق است و تعدادي صفحه موسيقي دستخوش  امواج خروشان درياست .حتما حاتمي نمي دانست كه 16 سال بعد در جمعه شبي ، فيلم او نيز  آسيبي كمتر از امواج خروشان دريا نصيبش  نخواهد شد.

سخن دراز كشيديم و همچنان باقي است .

كسي نمي داند ، شايد هم تصاوير اين فيلم به قدري اغوا كننده بوده كه حتما براي  مقابله با تهاجم  فرهنگي و نابه هنجاريهاي اجتماعي بايد 21 دقيقه آن سانسور مي شد!!



ارسال شده در: Mon 28 May 2007 :: 9 AM :: توسط : کامران حدادی
درباره وبلاگ
موسیقی و آواز مهمترین دغدغه ام و نوشتن دل مشغولیم است .
پيوندها